جغرافیای تاریخی افغانستان(3)

نام‌های تاریخی افغانستان


مهدیزاده کابلی؛ ارسال شده توسط مهدی خراسانی



(بخش اول)

آریانا

اشاره: این بحث مربوط به جغرافیای تاریخی افغانستان است و کاری به حدود کنونی و جغرافیای جاری این کشور ندارد و در این امر، افغانستان تنها کشور استثنا نیست، بلکه کشورهای زیادی در جهان و منطقه نیز سرنوشت همسان دارند.
به سخن دیگر، منظور از نامهای تاریخی افغانستان تطبیق این نامها با جغرافیای سیاسی امروز افغانستان نیست، زیرا، حدود و وسعت این سرزمین با نام‌های مختلف بارها در طول زمان تغییر پذیرفته است.

نام افغانستان[
۱]، هرچند از لحاظ کاربرد سیاسی آن جدید است؛ اما این سرزمین کهن بوده و طی قرون متمادی با حدود مختلف به‌نام‌های گوناگون یاد شده‌است، که مهم‌ترین آنها آریانا، خراسان و افغانستان است.[۲]

دائرةالمعارف آریانا می‌نویسد: کشوری که در تاریخ معاصر جهان به نام افغانستان یاد می‌شود، در قرون وسطی قسمتی از خراسان و در عهد باستان قسمتی از آریانا بوده‌است.[
۳]

اگرچه در مورد کاربرد نام‌های تاریخی افغانستان میان ایرانی‌ها و افغان‌ها اختلاف‌نظر وجود دارد و هر کس به فراخور بینش و نگرش خود دربارهٔ آنها سخن می‌گوید. اما، مهم این است که در اینجا، از لحاظ جغرافیایی تاریخی، به تشریح جداگانه هر یک از این اسامی براساس اسناد و منابع مختلف تاریخی پرداخته می‌شود:



آریانا

از لحاظ جغرافیای تاریخی، از سرزمین افغانستان [
۴] در ریگ ودا، که به زبان سانسکریت می‌باشد، آریا ورتا[۵] یاد شده‌است که به معنای جایگاه و چراگاه آریاهاست.[۶] این نام به زبان اوستایی ایریانه ویجه[۷] می‌شود و در کتب یونانی به‌صورت آریانا[۸] آمده‌است.[۹] به گفتة دکتر ذبیح‌الله صفا، این همان نامی است که در زبان پهلوی به شکل اِران (ایران با یای مجهول) آمده و در دوره اسلامی ایران (با یاء معلوم) خوانده شده‌است.[۱۰]

الف - در منابع یونانی

اراتس‌تن[
۱۱] (۲۷۶- ۱۹۶ ق. م.)، اولین نویسنده یونانی است که اسم آریانا را برای سراسر سرزمین‌های میان بیابان مرکزی ایران تا رود سند به‌استثنای باختر (بلخ) و سرزمین‌های شمالی اطلاق کرده‌است.[۱۲] به‌گفتة ریچارد ن. فرای، به‌کاربردن نام آریانا توسط اراتس‌تن و نویسندگان بعد از او، برای بیشتر بخش‌های مشرق ایران [یعنی افغانستان و سرزمین‌های پیرامونش] جز باختر نشان می‌دهد که این اصطلاح را برای نمایاندن سرزمین‌های غیریونانی استعمال کرده‌اند.[۱۳]

اما، استرابون[
۱۴] (۶۳/۶۴ ق.م ـ ۲۱م)، جغرافیدان معروف عهد قدیم یونان، که اندکی بعد از سقوط دولت یونانی باختر می‌زیست و از افغانستان امروزی با نام آریانا یاد کرده، باختر (بلخ) و سغد را هم جزئی از آریانا به‌شمار آورده‌است.[۱۵].

کلاودیوس بطلمیوس[
۱۶] (۸۳-۱۶۱ م.)، ریاضی‌دان، جغرافی‌دان و ستاره‌شناس که در اسکنریه مصر زندگی می‌کرد، نیز از سرزمینی که در جنوب هندوکش بین کویر نمک ایران کنونی در غرب و رود سند در شرق واقع بوده، به‌نام آریانا یاد کرده‌است..[۱۷]

ب - در اوستا

با وجود اینکه خاورشناسان درباره موقعیت ایرانیه ویجه، نظریه‌های مختلف بیان داشته‌اند (رجوع شود به توضیحات)، اما، افق جغرافیایی اوستا، کتاب مقدس زرتشتیان، نیز محل ایریانه ویجه (آریانا = سرزمین اصلی آریایی‌ها) را که زادگاه زرتشت هم به‌شمار می‌رود، در گستره جغرافیای تاریخی افغانستان قرار می‌دهد.[
۱۸] در فرگرد اول وندیداد[۱۹]، از شانزده شهر آریایی یاد شده که در سر این شهرها ایریانه ویجه یعنی نخستین سرزمین آریایی‌ها قرار گرفته‌است. پس از آن از شهرهای سغده (سغدیان یا سغد)، مورو (مرو)، بخدی (بلخ)، نیسایه (نواحی بین بلخ و هرات، یعنی میمنه)، هرویو (هرات)، وئه‌کرته (کابل)، اوروه (روه یعنی سرزمین پکتیکا یا غزنه و یا طوس)، خننتا یا وهرکان (گرگان)، هراویتی (حوزه ارغنداب یا قندهار)، هائتومنت (وادی هیرمند)، رگا یا راغه (ناحیه راغ در بدخشان یا ری)، شخر یا چخر یا کخر (غزنه یا شاهرود)، وارنا یا ورن (بامیان یا وانای وزیرستان یا صفحه البرز یا خوار)، هپت هیندو (پنجاب) و رانگه یا رنگا (محل آن معلوم نیست) سخن رفته‌است.[۲۰]

البته بیشتر این شهرها در نواحی مختلف افغانستان قرار دارند. «پاره‌ای از آنها، اگر در تطبیق آنها خلط و اشتباه روی نداده باشد، مربوط به ایران کنونی هستند. اما ممکن است، این نام‌ها بعدها در شمار شهرهای مزدا آفریده اوستایی وارد شده باشد.»[
۲۱]

بنابراین، بیشتر مورخان افغان توافق دارند که آریانا (ایران) نام سرزمین افغانستان در عهد باستان بوده‌است. میرغلام‌محمد غبار، تاریخ‌نگار معاصر افغان، از شهرهای آریانا چنین نام می‌برد:

«باختر (بلخ، تخار، مرو)، آریا (هرات)، خوارزمیش (خوارزم)، اپارتیا (ولایات طوس و نیشاپور)، آراکوسیا (قندهار)، کارامانیا (کرمان)، سکاستین یا درانگانیا (سیستان)، گدروسیا (بلوچستان)، پاکتیا (ولایات خوست، سند)، گندهارا (ولایات پشاور تا کابل)، پروپامیس (غور و هزاره‌جات).»[
۲۲]
ج - در منابع پهلوی

اصطلاح آریانا اندکی بعد گویا برای سراسر قلمرو دولت پارتیان نیز به‌کار رفته‌است، اما محرز نیست.[
۲۳] ریچارد ن. فرای می‌افزاید: «چون پارتیان به‌جهانگیری پرداختند، پنداری اصطلاح آریانا چنان‌که در منابع یونانی آمده‌است، نیز گسترش یافت و آن را آریای بزرگ خواندند که برابر است با ایران‌شهر، اصطلاحی که ساسانیان بر سرزمین‌های زیر فرمان خود اطلاق کردند.»[۲۴]

ترکیب ایران‌شهر، اصطلاحی است که در زمان ساسانیان ابداع شده‌است.[
۲۵] شاهنشاهی ساسانیان متمرکزتر و قوی‌تر از حکومت پارت بود، اما به وسعت دوره داریوش نرسید.[۲۶] تسلط سیاسی این امپرتوری در نهایت وسعت خود، بر افغانستان امروزی، فقط شامل هرات و بلخ می‌شد.
در زمان ساسانیان، ایران‌شهر (سرزمین ایران) را به چهار بخش، بهر کرده بودند، که هر یک از این بخش‌ها را یک کّست (کوست
Kust به مفهوم طرف یا سوی) می‌نامیدند.[۲۷] در بند ۲۶ یکی از نبشته‌های پارسی میانه، تحت عنوان «گزارش شترنگ و نهادن وینردشیر» که بیشتر به گزارش شطرنج شناخته می‌شود، نام این چهار کوست به روشنی بیان شده‌است: «چهار، آنگونه همانند کنم که چگونه چهار آمیزش مردم از اوست. پس چهار سوی گیتی خورآسان و خوربران و نیمروچ و اپاختر»[۲۸]
و نیز در کتاب دیگر بنام شترستانهای ایران یا شهرستانهای ایران، که به زبان و خط پهلوی است، از این چهار کوست چنین نام برده شده‌است:

۱- کوست خورآسان: سمرقند، بلخ درخشان (بلخ بامی)، خوارزم، مرورود، مرو، توس، پوشنگ، نیشابور، قائن، گرگان (دهستان)، کوش.

۲- کوست خوربران: تیسفون، نصیبین، اورهه (ادسا)، بابل، هیرت (الحیره)، همدان، نهاوند و مهرگان کدک ماسپذان و...

۳- کوست نیمروز: کابل، رخوت (اوستایی هرخویتی، پارسی باستان هرخویتش)، بست، فراه، زابلستان، زرنگ، کرمان، به اردشیر، استخر، دارابگرد، به شاپور، گوراردشیر خوره، توزک، هرمزد اردشیران و...

۴- کوست آتورپاتکان (آذرپادگان = آذربایجان)، شهرستان وان، گنجه، آموی (تبرستان)، ری و...

اما باید در نظر داشت که، هرچند این نامه یکی از بازمانده‌های نبشته‌های عهد ساسانی است، ولی بعدها نیز مطالبی چند بر آن افزوده‌اند. آخرین تاریخ نگارش و افزوده‌های آن حدود سال هشتصد میلادی می‌باشد.[
۲۹] شهرهای افغانستان امروز در کوست‌های خورآسان و نیمروز موقعیت داشت.

به‌هر تقدیر، از این زمان است که افغانستان و ایران کنونی، بطور کلی تحت نام ایران شناخته شده‌اند.

د - در ادبیات فارسی دری

در عهد اسلامی نیز، تا آنجا که کلمهٔ ایران در آثار مورخان، جغرافی‌نگاران و شعرایی دری‌گویی با اقتباس از داستانهای کهن حماسی سرزمین خراسان بزرگ در کتابهای کهنه پهلوی، بازتاب یافته است، به‌معنای آریانای باستان در برابر توران بوده است و فقط در بیان تاریخ باستانی کشور ایران کنونی است که بازهم به تقلید از همان منابع پهلوی راه پیموده و به سرزمین‌های زیر فرمان ساسانیان هم اطلاق شده است.[
۳۰]

دکتر محمود افشار یزدی، دربارهٔ تعبیر فردوسی از اصطلاح ایران، به همین نکته اشاره می‌کند. او می‌نویسد:

فردوسی هم، .. ایران داستانی که با توران داستانی جنگ داشته، میدان جنگ را همان خراسان بزرگ که شامل افغانستان کنونی و سیستان و مازندران بوده می‌شمرده است. او از هخامنشیان که از پارس برخاسته بودند، سخن نمیراند الا آن که از دارای کیانی که مغلوب اسکندر شد و همان داریوش سوم هخامنشی باشد، یاد می‌کند. در عصر دارا و اسکندر است که در شاهنامه «تاریخ داستانی» یا «داستان تاریخی» (خراسان بزرگ) با «تاریخ باستانی» (سرزمین پارس) بهم پیوند می‌شود. از زمان ساسانیان است که ایران و ایران‌شهر را که جامع خراسان بزرگ و پارس باشد، ذکر می‌کند.[
۳۱]

و باز چنان که از آثار ادبی آن دوره مشاهده می‌شود، زمانی که سخنوران القاب «شاه ایران»، «خسرو ایران»، «خسرو مشرق» و «خدایگان خراسان» و ... را به رسم تعارف به پادشاهان معاصر خود به کار می‌بردند، در نزد آنها کلمهٔ ایران مترادف بود با خراسان آنروز.[
۳۲]
دکتر افشار می‌افزاید:

در زمان سلطان محمود غزنوی، وقتی شعرای معاصر او در اشعار خود می‌گفتند: «خسرو ایران» یا «خدایگان خراسان» یک چیز اراده می‌کردند. اگر نامی از افغانستان نمی‌بردند به سبب این بود که این اسم از لحاظ سیاسی هنوز وجود نداشت.[
۳۳]

احمدعلی کهزاد، مورخ و باستان‌شناس نامور افغان، نیز ایران را نام افغانستان می‌داند و می‌نویسد:

افغانستان، به‌عنوان نام این کشور از
۱۵۰ سال تجاوز نمی‌کند. افغانستان یک نام تازه و بسیار جدید است و فردوسی شاعر بزرگ و حماسه‌سرا از عدم استعمال آن معذور است. اما کسی که شاهنامه را سر تا پا یک بار مرور کرده و پیرامون نام‌های جغرافیایی آن دقت کند، به خوبی متوجه می‌شود که ایران فردوسی کجا است. در میان اسامی جغرافیایی یاد شده در شاهنامه، ۹۰ درصد آنها نام‌های مناطق

/ 0 نظر / 75 بازدید