جغرافیای تاریخی افغانستان(2)

جغرافیای تاریخی هرات به روایت جغرافی نویسان مسلمان تاعهدمغولان
تاریخ : چهارشنبه، 23 جوزا، 1386
موضوع : اجتماعی

جغرافیای تاریخی هرات به روایت جغرافی نویسان مسلمان تاعهدمغولان

 

فاروقانصاری*

 

از شهرهای بسیارقدیمی در شرق که دارای قدمت چند هزار ساله بوده یکی هم هرات است که با توجه بهموقعیت خاص و مهم جغرافیایی خویش ازهمان دوران، مورد توجه اقوام و گروههای انسانیجویای بقا از جمله آریاها (ایرانیها) هری قرار گرفته و نام خویش (اری، اریه و آریا) را از نام این قوم گرفت و حتی درکتاب مقدس زردشتی آریایی (اوستا) در کنار شانزدهایالت متعلق به طوایف این نژاد(1) ازآن نیز ذکر به میان آمدهاست.

 

این موقعیتمناسب و برتر به ویژه به گاه آمدن اعراب مسلمان نیز همچنان موجود بود و جغرافینویسان این قوم که پس از فتوح اولیه به این نواحی سفر نمودهاند،به خطة هرات نیزتوجه نشان داده و در ضمن گزارشهای شان از آن به عنوان یکی از ولایات معمور خراساناسم بردهاند که در مجموع، همین گزارشها، افزون بر ارایة اطلاعات سیاسی و اقتصادی،میتواند اطلاعات جالب مهم و درخور تحسینی در باب جغرافیای تاریخی ولایت مذکور درنخستین قرون اسلامی در اختیارمان قرار دهد و ما نیز به همین دلیل از آنها سودجسته ودر گفتار خویش از آنها، مطالبی را گرد آوردیم. منتهی چون در عینحال، گزارشهای مهمدیگری از جغرافی نویسان غیر عرب (ایرانی) نیز وجود داشت که هر پژوهشگر این حوزهلامحاله باید در تحقیق پیرامون این قرون آنها را در نظر گیرد تا از یکسویه نگری واتکا بر منابع صرفاً عربی در امان باشد، ما نیز چنین کردیم و در نتیجه از تلفیق ایندو، تحقیقی پدید آمد تحت عنوان «جغرافیای تاریخی هرات از دیدگاه جغرافی نویسانمسلمان» که اینک ذیلاً تقدیم میشود:
همچنانکه میدانیم از میان نخستین منابعجغرافیائی که توسط جغرافی نگاران مسلمان تحریر یافته،یکی هم «البلدان» است که توسطیعقوبی مورخ و جغرافیدان مشهور (متوفی284ه.ق) فراهم آمده و در آن، ضمن بحثی دربارةمرو از شهرهای مهم خراسان، به هرات نیز توجه معطوف داشته و آنرا معمورترین شهرمملکت خراسان دانسته است.(2) ولکن گزارش مشروحتری در این باب ذریعة ابن خرداد به (متوفی300ه.ق) در کتاب المسالک و الممالک ارایه شده است و با توجه به اینکه وی،رئیس چاپارخانه (صاحب برید) در ایالت جبال بود و حسب الوظیفه تحقیق پیرامون ایالاتخلافت اسلامی از جمله هرات را انجام میداد گزارشها و نوشتههایش به عنوان منبع قابلاعتمادی برای نویسندگان بعدی شناخته میشود.
ابن خردادبه هرات را ربعی از خراساندانسته است که در آن زمان دارای چهار ربع بوده و هر ربعی را مرزبانی اداره میکرد وهرات و فوشنج و بادغیس و سجستان را دارای یک مرزبان دانسته و لکن در صفحات بعدیوقتی میخواهد القاب حاکمان را بیان دارد، اسم سجستان را از قلم انداخته و لقب حاکمسه شهر (هرات، بادغیس و پوشنگ) را «برازان» نامیده است.(3)
از جمله جغرافینویسان نیمة اول قرن چهارم هجری دو نفر، گزارشهای مفصلتری دربارة هرات دارند که حسبآن، هم میتوان وسعت شهر و میزان نفوس را حدس زد و هم به اهمیت این ولایت در نزدامرا و خلفای عباسی پیبرد. یکی از آندو «ابن رسته» است که کتابش «اعلاق النفیسه» یکی از مهمترین منابع دربارة ولایات خراسان به ویژه از حیث شناخت راهها به حسابمیآید. ولی در کتابش ضمن بر شمردن استانها و کورههای ایرانشهر، خراسان را یکی ازاین ولایات ایران شهر دانسته و هرات و فوشنج و بادغیس و نیشابور را از زمرة خورههایخراسان معرفی کردهاست(4) و خاصتاً در بارة هرات مینگارد:
«
هرات شهری است بزرگ کهاطراف آن را خانهها فرا گرفته و در روستاهایش 400 قریة کوچک و بزرگ وجود دارد و درمیان این روستاها 47 دشگره (آبادی کوچک) وجود دارد که در هر دشگره 10 تا 20 نفرسکونت دارند. آن شهر (هرات) 324 آسیاب دارد. بین شهر هرات و مرز بادغیس کوهی است کهاین دو را از هم جدا میکند. در آن کوه سیصد قریه وجود دارد و بین شهر هرات و روستایگنج «گنج رستاق» 31 فرسخ است. گنج رستاق یکی از روستاهای هرات است و خود دارای چهارروستا و آبادیهای آباد و سر سبز میباشد. رودی که هرات را سیراب میکند از منابعآبهای مرو سرچشمه میگیرد. این آب از کوهسارها جاری شده و در قسمت بالای شهر هراتخارج میگردد. سپس شهر هرات را در مینوردد تا به فوشنج میرسد. سپس از آنجا بسوی سرخسسرازیر میشود. بعد از طی دو فرسخ از سرخس منشعب شده شعبهای از آن به شهر سرخس وروستاهای آن میرود و در آن جا همین شعبه به نهرهایی تقسیم میشود که به نام خشک رودنامیده میشود. بر خشک رود پلی بزرگ بستهاند و این نهر مسیر خود را طی میکند تا بهموضعی که به آن الاجمه گفته میشود و بین سرخس و ابیورد واقع شده میرسد که در آنچراگاه و مزارع فراوانی است.»(5)
جغرافینویس دیگر جیهانی است که اثرش «اشکالالعالم» از امهات کتب جغرافیایی در این دوره به حساب میآید و مورخان بزرگی چونگردیزی نیز از آن سـود بـردهانـد. وی به ویژه به مربوطات و متعلقات هرات توجه دقیقنشان داده و مـینـگـارد:
«
پوشنگ را حصار است و خندق و سه دروازه: یکی به جانبنیشابور و یکی به هرات و یکی به قهستان و آن را دیهها و قصبهها چون: کوسوی، خرگرد،فریگرد و بزرگتر همه کوسوی

/ 0 نظر / 149 بازدید